روزای رژیمی یه غربت نشین
من میتونم ! میدونم ! :) 
قالب وبلاگ
سلام 

نمیدونم کسی هنوز اینجا سر میزنه یا نه . راستش خورمم یادم رفته بودش!

انقد درس و مشق و همه مسئولیتام زیاده اینجا که خودمم کم کم داره یادم میره :(

ولی خوووووب

یه خبر خووووب

من الان یه غول پیکرِ 99 کیلویی ام :)))

یعنی شاخ 100 و شکستم . خیلی عدد نحسی بود . بدم میاد ازش :(

10 روزه که رژیم 15 روزه ی کانادایی رو گرفتم و قبلشم یه ماهی خودم رعایت می کردم اینه که از 106.700 رسیدم به 99.500 :)

تا آخر هفته حتما یه کیلو دیگه هم کم می کنم مطمئنم :)

انرژی مثبتتاتون کوووووووووووو؟ :X

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 22:53 ] [ شاینا ] [ ]

هوررررررا 1 کیلو کم کردم !

امروز 30 نوامبر 104 کیلو شدم . 

الان یه غول پیکر 104 کیلویی ام :))

الان اینجا ساعت 5 عصره و هوا داره تاریک میشه . من ساعت 1.30 ظهر از خوا پاشدم چون همچنان ساعت 4 زودتر خوابم نمیبره . 

تقریبا میشه گفت هنوز چیزی نخوردم جز آب و چند تا دونه بادوم زمینی . 

چون همخونه ی محترم دوست خارجیش و آورده خونه و دو ساعتی میشه تو آشپزخونه ن و در و بستن . منم روم نمیشه بره آشپزخونه! خوب من نمیدونم نشیمن و واسه چی گذاشتن آخه؟

البته گشنه م نیست اصلا و الان با یه مشت تخمه هندونه مشغولم!

بشینم یه ساعت درس بخونم ببینم اینا از رو میرن یا نه! 


[ شنبه نهم آذر 1392 ] [ 19:33 ] [ شاینا ] [ ]

سلامممم :)

خوب ازونجایی که یه هفته س رژیمی ام و البته یه گرم هم کم نکردم :دی ولی خوشحال هستم. تصمیم گرفتم یه سری تغییرات بدم . اول از همه قالب وبلاگم و عوض کردم که پر انرژی باشه . بعدشم توضیحاتش و به روز کردم . 

احتمالا روش رژیمم مشکل داشته که تو این یه هفته کاهش نداشتم و از فردا عوضش می کنم . باید روغن و از غذام حذف کنم . ولی خیلی خوشحالم که این هفته سالاد و شیر و ماست زیاد خوردم و هله هوله خوریم خیلیییی کم شده . 

دوستایی که میان اینجا اگه وبلاگ رژیمی دارن لطفا آدرس وبلاگشون و بذارن که به هم سر بزنیم اینجوری سوت و کور آدم انگیزه شو از دست میده خوووب :( 


[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 20:51 ] [ شاینا ] [ ]

امروز زیاد رژیمی نبود :( با اینکه تا عصر خوب رعایت کردم و عصر داشتم از گشنگی می مردم و لحظه شماری می کردم برسم خونه که غذای مجاز بخورم ولی اومدم خونه دیدم همخونه ایم مهمون داره و تدارک شام دیده و دور همی و ... :( ولی باز رعایت کردم تا حدودی.

صبحونه: یه فنجون شیر نسکافه+ دو تا خرما

نهار: یه بشقاب خورشت کرفس

عصرونه: یه فنجون کاپوچینو

شام و بعد شام! : یه نصفه بادمجون شکم پر چرب و چیلی! + دو تا ته دیگ سیب زمینی+ یه تیکه کوچیک کباب تاوه ای+ ماست و سالاد و لبو و ازین چیزا!

چای و یه تیکه خیلی کوچولو سوهان و یه تیکه شیرینی و بادوم زمینی و لواشک و نارنگی!


اینایی که خوردم مقدارش زیاد نبود اصلا! یعنی حتی در حدی نبود که احساس سیری مفرط کنم! ولی خوب غیرمجاز مث ته دیگ سیب زمینی و سوهان و شیرینی توش داشت دیگه!



[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ 5:46 ] [ شاینا ] [ ]

صبحونه: آخه آدمی که ساعت 12 از خواب بیدار میشه صبحونه میخوره؟ :)

نهار: خورشت کرفس یه بشقاب+ ماست +آب

عصرونه: یه فنجون کاپوچینو

شام: دل+قارچ+گوجه = خوراک دل :) +سالاد

بعد شام: چای با دو تا خرما 


[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 2:27 ] [ شاینا ] [ ]

صبحونه ساعت 8:30: یه فنجون شیر نسکافه + یه قاشق مرباخوری شکر دیابتی

میان وعده: -

نهار : ساعت 16 : سالاد + چند تا تیکه سینه ی مرغ + روغن زیتون

عصرونه: چند تا دونه آجیل 

شام: قارچ و سوسیس و گذاشتم تو مایکروویو +تن ماهی + زیتون+ قرص جوشان ویتامین س


امروز یه ترازو پیدا کردم و خودم و وزن کردم! من الان یه غول پیکر 105 کیلویی هستم :D داشتم درباره ی وبلاگم و میخوندم 4 سال پیش با 89 کیلو شروع کردم ولی نشد که بشه :( الان 16 کیلو باید کم کنم تا تازه به اون نقطه برسم :( ولی حالا میریم جلو ببینیم چی میشه دیگه !

امروز 25 نوامبره و 21 دسامبر شب یلداس و اجتمالا اینجا مهمونی و این حرفا باشه . میخوام به امید خدا تا اون موقع دو رقمی شده باشم و واسه همیشه این سه رقمی نحس و بذارم کنار . دعا کنید برام ...


[ دوشنبه چهارم آذر 1392 ] [ 23:6 ] [ شاینا ] [ ]


صبحونه: یه فنجون قهوه ترک+یه قاشق چای خوری شکر دیابتی

نهار: سالاد (با همون مواد دیروز ولی حجم کمتر و بدون پنیر) + یه سوسیس بزرگ سرخ شده+ یه فنجون نوشابه رژیمی

میان وعده: چای لیمو ( توش یه کم شکر هم داشت! با اینکه من شکرش و صفر زده بودم ولی دستگاش حالیش نبود! )

عصرونه: کلا از ظهر تا حالا 8 تا خرما خشک خوردم! خوب کار میکردم گشنه م بود هیچی هم در دسترس نبودم!

شام ساعت 1 شب !! : یه لیوان شیر+  دو تا خرما+ ناخنک به مرغ 


خوب بذارید یه کم از شرایطم بگم!

من یه سال و نیمه که واسه تحصیل از ایران خارج شدم . واسه همین یه کم شرایط زندگیم فرق می کنه اینجا . هم اینکه تنهام و خیلی چیزا مهیا نیست واسم . خودم باید غذا درست کنم و خیلی وقتا تنهاییم میاد و رو میارم به هله هوله! یا یه وقتایی مثه دو هفته ی گذشته فشرده باید رو پروژه مون کار کنیم و من مجبورم تا 4 صبح بیدار بمونم و ازونور دیرتر بیدار میشم و کلا یجوری میشه که نهارم و 6 عصر میخورم شامم و 1 نصفه شب!

یا مثه امروز که از صبح دانشگاه بودم و ساعت 12:30 برگشتم خونه و من فقط واسه نهارم سالاد برده بودم و مجبور شدم با خرما خودم و سیر کنم و واقعا مغزم به قندش احتیاج داشت . 

فعلا هم به ترازو دسترسی ندارم تا وقت کنم برم بخرم ولی تمایل چندانی هم ندارم! وزن بالای 100 که کشیدن نداره! غول پیکرم دیگه ! :)


[ دوشنبه چهارم آذر 1392 ] [ 4:28 ] [ شاینا ] [ ]

سلام

کسی هنوز میاد اینجا ؟

:)


روز اول! 23 نوامبر


صبحونه: یه قهوه ترک با یه قاشق مربا خوری شکر رژیمی

میان وعده: آجیل چهار مغز

نهار: یه ظرف بزرگ سالاد (کاهو-گوجه-کلم بروکلی-کدو-قارچ-پنیر موتزارلا-روغن زیتون-سرکه) + یه قرص جوشان ویتامین سی

عصرونه: یه لیوان گنده گل گاوزبون (البته تی بگش) + یه قاشق مربا خوری عسل

عصرونه شماره2: آجیل چهار مغز

شام: خورشت بادمجون (یه برش بادمجون-یه تیکه کوچیک مرغ-یه نصفه گوجه- با روغن سرخ شده و توش رب داشت) + دو تا قاشق ماست.

نصفه شبانه ی ساعت یک: یه موز+ دو تا لواشک پذیرایی

دیشب چون تا 3:30 بیدار بودم و روز اول رژیم بود نصف شب خیلییی گشنه م شد! رفتم که واسه فرداش سالاد آماده کنم یه سوسیس سرخ کردم خوردم و دو تا لواشک پذیرایی و مقداری آجیل!


[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 20:27 ] [ شاینا ] [ ]

 

 

stock photo : Woman measuring perfect shape of beautiful thigh. She lose five kilograms in weight



سلام دوست جونام خوب هستين ؟

معذرت كه اين مدت نبودم واقعا درگير بودم . هنوزم كه هنوزه كمرم درست حسابي خوب نشده و حركت ناگهاني كه انجام ميدم يك دردي مي گيره 

بعدشم يه امتحان خيلي مهم داشتم كه استرس و اعصاب خردي اي برام داشت كه تو عمرم نداشتم . ولي خدا رو شكر خيلي خوب دادم و قبول شدم .

وزنم همچنان همونه متاسفانه . اصلا نتونستم رژيم بگيرم يا ورزش كنم . البته رعايت كردم كه ثابت موندم ولي خوب كم نكردم . همون 102 عزيزم هستم كه بودم ! 

حالا ميخوام اين سي دي هاي مهدي خردمند رو بگيرم ببينم چجوريه . كسي تا حالا ازش استفاده كرده ؟ خوب بوده  آيا ؟ 

شرمنده اگه وقت نكردم بهتون سر بزنم در اولين فرصت حتما اين كارو مي كنم 

[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 21:45 ] [ شاینا ] [ ]
 

سلام دوست جونای خوبم

خوبید همتون ؟

امیدوارم اندازه ی من این هفته بدبیاری نیاورده باشید !

یکشنبه ی قبل که خودم و خوب وزن کردم دیدم ۱۰۲ هستم نه ۱۰۱ ! با اتکیمز کجدارمریز و ناخونک و این حرفا به ۹۹ رسیده بودم . پنجشنبه خونه ی دوستم بودم موقع خدافظی تو پله ها چشمتون روز بد نبینه یهو دیدم رو هوام!

پام سر خورد و ۵ تا پله رو با کمر و باسن مبارک اومدم پایین

یعنی تنها جایی که خدا رو بخاطر چاق بودنم شکر کردم همون جا بود چون اگه لاغر بودم مطمئنم لگنم می شکست .

تا همین امروز اصلا نمی تونستم بشینم یا به پشت بخوابم به شدت استخون لگنم درد می کرد و نفسم از درد درنمیومد .

دیگه ماها هم که دنبال بهونه ایم واسه ول کردن رژیم! این شد که ۲ کیلوش برگشت چون روزه هم نمی گرفتم تو اون چند روز.

ولی باز خداروشکر  که فقط کوفتگی بود و جاییم نشکست . وزنمم بالاخره ۱ کیلو کمتر از هفته ی قبله دیگه .

الانم زیاد نمی تونم رو صندلی بشینم فقط اومدم یه خبری از خودم بدم و از شانون جون معذرت خواهی کنم که اعلام وزن نکردم .

دوستون دارم

فعلا

 

 

[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 19:6 ] [ شاینا ] [ ]
 

مرسی شانون جون و مرسی همه ی دوستای خوبم که اومدید بهم سر زدید و نکته های خوبی و بهم گفتید .

خوب اینجوری که معلومه اتکینز جان مخالف سرسخت زیاد داره  البته خودمم از مخالفینش هستم  چون تو طولانی مدت خیلی به بدن آسیب میرسونه و باید تو دوره های ۱۴ روزه گرفته بشه . ولی خوب تنها رژیمی که بدن من جواب میده فعلا فقط همین اتکینزه از بس هی رژیم گرفتم بدنم عادت کرده و فقط با حذف کربوهیدرات می تونم وزن کم کنم .

البته من زیادم سفت و سخت نمی گیرمش و به قول یکیتون کجدار مریز می گیرم .

دیشب من کلا ۳ تا لیوان چای سبز خوردم - مقادیر زیادی سیرابی - ۴ تا خیار

ناخونک هامم شامل یه کف دست سنگک و ۲ تا شلیل میشد

واسه همین میگم زیادم اتکینز و جدی نمی گیرم ولی میدونم جنبه ی کالری شماری و ندارم

دیشب انواع و اقسام شکلات و کاکائو و شیرینی که من عاشقشونم جلوم بود و اگه کالری شماری می کردم میدونم که حتما ازشون می خوردم و سر خودم و یجورایی شیره می مالیدم!

سعی می کنم پسته و بادوم رو هم تو رژیمم جا بدم و از قرصای ویتامین هم استفاده کنم

حالا تا آخر ماه رمضون اینجوری پیش میرم ببینم چی میشه بعدش

تجربه های قبلیم میگه با اتکینز هفته ای ۲ کیلو رو راحت کم می کنم

بازم مرسی از همتون بابت همراهیاتون . نمیدونید کامنتاتون چقدر انگیزه و انرژی بهم میده

 

[ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ] [ 14:44 ] [ شاینا ] [ ]
 

سلام دوست جونیای خوبم

مرسی واسه همراهی و کمکتون

فک نمی کردم یه شبه این همه دوستای خوب پیدا کنم که بخوان بهم کمک کنن .

همین همراهیتون باعث شد شک و امروز فردا کردن و بذارم کنار و از همین حالا خیلی جدی شروع کنم

خوب من کلا نمی تونم سحری بخورم چون وقتی سحری می خورم حالم بد میشه و مجبورم روزه م و بشکنم . طی روز هم اصلا احساس گرسنگی نمی کنم و اگه بیرون برم فقط به شدت تشنه م میشه .

صدف جون مرسی از راهنماییهای خیلی خوبت . متاسفانه من خیلی تو ورزش کردن تنبلی می کنم و همین باعث میشه کمتر وزن کم کنم ولی فرصتش رو هم ندارم زیاد .

من از رژیم اتکینز استفاده می کنم چون رو من خوب جواب میده و تنها مشکلش نخوردن میوه و مخصوصا هندونه س که افطارای من و می ساخت و از امروز ازش محروم میشم ولی سعی می کنم با کاهو و هویج یجورایی سر خودم و شیره بمالم . کسی میدونه اینا چقدر کرب دارن ؟

امروز من افطار یه لیوان چای سبز می خورم و چند تا لیوان آب

بعدش سیرابی می خورم

کربوهیدرات اینم نمیدونم چقدره . فک نمی کنم زیاد باشه فک کنم مثل گوشت و مرغ باشه دیگه . انقدری می خورم که سیر بشم چون روز اول هست و مواد قندی بهم نمیرسه واسه همین با سیرابی جبرانش می کنم

اگه جور بشه و مثل پارسال بعد افطارا بریم پارک اونجا می تونم یکم پیاده روی کنم . حالا تا ببینم چی میشه .

یه چیزی : ۲۲ مرداد ۹۰ من ۹۸ کیلو هستم

 

 

[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 13:27 ] [ شاینا ] [ ]
 

نمیدونم چرا اصلا ناراحت نشدم! حتی لبخند هم زدم! خوب واسه خودم رکورد زدم دیگه اینکه کم نیستش!!!

بله با اجازه من از ۱۰۰ کیلو هم گذشتم!!!!!!!!!!!!!

خنده هم داره مگه نه ؟

الان ۱۰۱ هستم !

دیگه نمی خوام بلند پروازی کنم

از فردا باز میرم رو اتکینز

خیلییییییییی سخته ولی . افطار من همه ش دلم میخواد یه عالمه هندونه ی یخ بخورم اونوقت باید از فردا فقط گوشت و مرغ بخورم که حال آدم بهم میخوره و ترجیح میده هیچ کوفتی نخوره اصلا !

۲۳-۴ روز از ماه رمضون مونده و من آخر ماه رمضون ۹۴ کیلو هستم

و تا آخر شهریور ایشالا ۸۹ کیلو هستم

اینا هدفای کوتاه مدت منه . راستش شب یلدا هر سال یه مهمونی میرم که خیلی هنریه و به ساز زدن و آواز خوندن و مقادیری بزن برقص می گذره و من هر سال مجبور بودم با مانتو بشینم چون واقعا روم نمیشد مانتوم و دربیارم وقتی همه مانکن بودن . ولی امسال می خوام ۷۶ کیلو باشم . درسته زیاده ولی تجربه ی این وزن و داشتم و میدونم که تو ۷۶ کیلویی هیکلم قابل قبوله و فقط توپولی هستم و واسه یه مهمونی هنری و یه تیپ اسپورت کاملا مناسبم . واسه همین تو این ۴ ماه و نیم باقی مونده این ۲۵ کیلو رو کم می کنم . زیاد هم نیست تقریبا ماهی ۵ کیلوئه و کاملا معقوله .

خدایا خودت کمکم کن

مثل همیشهههههههههههه

 

[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 0:14 ] [ شاینا ] [ ]
 

من شرمنده ی روی خودم و خودتون و خودمونم

آره دیگه شکستم و خوردم و گرفتم و ...

در واقع همه ش تو رژیم بودم ییهو یه هفته سفت می گرفتن ۵ کیلو کم می کردم . دو روز می خوردم ۴ کیلوش برمی گشت! تا ۹۴ کیلو هم رفتم و این شد که الان با ۹۲ کیلو در خدمتتونم

از امروز واسه یه هفته همراه با فاتین جون رفتیم رو اتکینز . ببینم تو این یه هفته شاخ ۹۰ و می شکنم یا نه اااااا

البته که من می تونم م م م

 

[ شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ] [ 17:31 ] [ شاینا ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خوب میریم که واسه بار صدم و با وزن خیلی بیشتر شروع کنیم! چون قبلا تونستم و به وزن دلخواهم رسیدم میدونم که شدنیه و این بار هم می تونم!
خوب من الان یه غول پیکرِ 105 کیلووییِ غربت نشین هستم ! این غربت نشینی یه حسن داره و یه بدی!
خوبیش اینه که غذاهای خوشمزه ی مامان پز وسوسه م نمی کنه!
بدیش اینه که خیلی وقتا حوصله م نمیاد سر وقت غذا بخورم و با یه وعده سر و تهش و هم میارم، یا اصلا حوصله و وقت غذا درست کردن ندارم و رو میارم به هله هوله خوری!
ولی امیدوارم اینبار بتونم به نتیجه ای که میخوام برسم!

--------
امروز 29 نوامبر2013
وزن فعلی: 105
هدف اول: 100، 21 دسامبر (شب یلدا)
.
.
.